همه چیز از نگرش سرچشمه می گیرد ، تغییر رفتار در دیگران ، اینها درس زندگی است.
از زمانی که با کلمۀ Attitude آشنا شدم، به نوعی یک وابستگی بهش پیدا کردم. attitude توی فارسی به کلمات متفاوتی ترجمه شده اما "نگرش" بهترین معنائی هست که براش وجود داره. همه چیز از نگرش ما نشأت می گیره. رفتار ما ، طرز تفکر ما و کسب و کار ما و مهمتر از همه ارتباط ما با دیگران، کلامم رو به فرمول تغییر رفتار در دیگران خاتمه می دم و اضافه گوئی نمی کنم:
برای تغییر رفتار در فردی باید نگرش اون رو تغییر داد ، برای اینکه بتونیم نگرش فرد رو تغییر دهیم باید به اون اطلاعات دهیم و سپس رفتار جدید را در او تثبیت کنیم. اگه بتونم درسم رو خوب پس بدم متوجه این فرآیند خواهید شد و اگر یک بار اون رو تمرین کنید به توانائی ای خواهید رسید که می تونید باهاش رفتار مثبت را در همکاران ، دوستان ، زیردستان ، مشتری ها و شاید مهمتر از همه همسرتان تثبیت کنید. زمانی که با فرد جدیدی آشنا می شویم از روی ظاهر ، نوع لباس پوشیدن و ..... نسبت به او پیش داوری می کنیم و نمره ای خوب یا بد را در ذهنمان به او می دهیم. در واقع نگرش ما نسبت به او مثبت یا منفی است . بعد از گذشت مدتی در اثر مراوده و صحبت با دیگر دوستان و آشنایان او اطلاعاتی از او بدست می آوریم.
این موضوع بسیار برای شما اتفاق افتاده و بعد از مدّتی که با فردی مراوده داشتید به خودتان گفتید: ای بابا این برای خودش کسی بوده ما نمی دونستیما. با گرفتن اطلاعات در رابطه با مخاطبتان نگرش تان نسبت به او هم تغییر کرده و رفتارتان هم با او فرق خواهد کرد. اگر تا به حال به او به چشم یک آدم معمولی می نگریستید حالا با او طور دیگری برخورد می کنید و احترام ویژه ای برای او قائل می شوید.
تغییر نگرش از تغییر در رفتار یک فرد هم بالاتر می رود و می توان با آن رفتار یک تیم یا گروه را نیز تغییر داد. اگر در تیم شما یا کارکنان سازمانی تان افرادی انگیزۀ خود را از دست داده اند و یا سردرگم هستند به این خاطر هست که نگرششان نسبت به کار تغییر کرده.
یک سری نیروهای غیرقابل کنترلی از بیرون وارد سیستم شما شده و نگرش و رفتار آنها را تغییر داده. برای مثال تبلیغات منفی تلویزیون و روزنامه ها در رابطه با MLM به عنوان یک نیروی غیرقابل کنترلی وارد سیستم ارتباطی افراد مشغول به این کار شد و آنها را از اهداف و خواسته هایشان دور کرد. اطلاعاتی که از طریق روزنامه ها روانۀ تیم های بازاریابی شد نگرش افراد این تیم ها را تغییر داد. در این مقطع لیدرها سعی کردند با وارد کردن اطلاعاتی قابل کنترل تیم خود را به رویۀ اولیۀ خود برگردانند. اینکه موفق بودند یا نه چیزی نمی گم.
باید توجه داشت که با تغییر رفتار در فرد باید سعی در تثبیت آن نیز داشت که معمولاً با انواع و اقسام روش ها از جمله پاداش دهی میسر است. یعنی به محض اینکه فرد رفتار مورد پسند ما را انجام داد به او پاداش دهیم و این پاداش دهی را تا حدی تکرار کنیم که این رفتار در او به شکل یک عادت درآید دکتر کاوی در کتاب خود یعنی هفت عادت مردمان مؤثر عادت را اینگونه تعریف می کند :
اصولی که طریقه اجرای آن را بدانیم و مشتاق و طالب اجرای آن باشیم. اگر می خواهید اشتیاق برای انجام کاری را در کسی ایجاد کنید باید به او پاداش دهید تا فرد به خاطر آن پاداش مشتاق به انجام کاری باشد.
این فرمول را در خاطر خود حفظ کنید. این فرمول به قدری جذاب است که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد :
دادن اطلاعات ----------> تغییر نگرش فرد ----------> تغییر رفتار فرد ----------> تغییر رفتار گروه.
مطالبی که در این جا خواندید در دروس روانشناسی ، مدیریت رفتار سازمانی و تجزیه و تحلیل سیستم ها در دانشگاه ها تدریس می شود که سعی کردم به طور ساده آن را بیان کنم. اگر به علم رفتارشناسی علاقه مند هستید می توانید از کتاب ها و تحقیقات بی.اف.اسکینر استفاده کنید. اسکینر یکی از برترین های مکتب رفتاری است.
با تشکر از آقای آزادی وخانم دعایی
+ نوشته شده توسط راوی در
85/01/18 و ساعت
|